حاضر جوابی های خواندنی

✳️ خانم بسیار چاقی سوار اتوبوس شد . فضولی از سرنشینان فریاد زد : نمیدانستم این اتوبوس مخصوص فیلهاست !
زن با خونسردی پاسخ داد : خیر آقای محترم  این اتوبوس مانند کشتی نوح است ؛ 'فیلها و خرها با هم سوارش میشوند'!

✳️ نویسنده مغروری به برنارد شاو نوشت : من برتر از تو هستم ؛ چرا که تو برای پول می نویسی ولی من برای شرف می نویسم ..!
شاو پاسخ داد : کاملا درست میگویی ؛ هر کدام از ما برای چیزی مینویسد که فاقد آن است !

✳️ فردی شاعر نابینای را دید و به طعنه گفت : خدا کسی را کور نمیسازد مگر آنکه وی را عوض و پاداشی دهد ؛ پس تو را چه عوض داده است ؟
شــاعـر پاسخ داد : مرا پاداش داده به اینکه امثال تو را نبینم !

✳️ مردی خواست شاعر بزرگــی را آزار دهد ، گفت : تو را که از دور دیدم گمان بردم که زن هستی !
بـزرگـــ گفت : من هم از دور که تو را دیدم گمان بردم که مرد هستی !

✳️ زنی زشت روی مردی را دید و گفت : اگر تو شوهر من بودی ، در فنجان قهوه ات سم میریختم!

مرد پاسخ داد : اگر تو زن من بودی برای نوشیدن آن فنجان لحظه ای درنگ نمیکردم !


نتیجه گیری : هرکسی خواست شما رو بخاطر داشته هاش آزار بده به بخاطر تعصبی که نسبت به چیزی دارین مورد تمسخر قرار بده دنبال یه حاضرجوابی محشر باشین که طرف رو از گفته اش پشیمون کنین ...

منبع : ♥ خوش اومدین ♥حاضر جوابی های خواندنی
برچسب ها : اتوبوس ,گمان بردم ,دیدم گمان ,حاضر جوابی